مجتبى ملكى اصفهانى
276
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
عقل انسان نيست كه منشا حكم به حسن و قبح اين افعال است . بلكه عاطفه است كه موجب حكم به حسن و قبح اين افعال در نظر انسان مىشود . اين قبيل قضايا را « انفعاليات » مىنامند و مسلم است كه شارع مقدس ملزم به متابعت از عقلا در امور عاطفى نيست ، زيرا عواطف نوعى انفعال هستند و شارع مقدس از انفعال به دور است . 5 - سبب پنجم عادت است . گاهى مواقع مردم محل يا شهر يا كشور و يا همهى مردم در زمانى از زمانها به چيزى عادت مىكنند و همين عادت به فلان عمل موجب مىشود كه انجامدهنده آن عمل را مدح و ستايش كنند و ترككننده آن عمل را مذمت و سرزنش نمايند . مثلا در زمانهاى قديم عادت برخى از مردم اين بود كه هرگاه نزد حاكم و پادشاه مىرفتند ، براى اداى احترام به خاك مىافتادند و اگر كسى در مقابل پادشاه به خاك نمىافتاد ، او را ملامت مىكردند . ولى امروزه اين عادت بين مردم رواج ندارد و بلكه اگر كسى اين كار را بكند او را ملامت مىكنند و كار او را زشت مىدانند . اين قسم از حسن و قبح نيز عقلى نيست و شارع مقدس ملزم نيست كه طبق عادت مردم حكم كند . « 1 » بنابراين ، روشن شد كه حسن و قبحى موضوع نزاع و اختلاف با اشاعره است كه سبب آن ادراك كمال يا نقص بودن فعل و سازگار و ناسازگار بودن با
--> ( 1 ) البته ممكن است بعضى از عادتها موضوع حكم شرعى قرار گيرند . مثل اينكه شارع پوشيدن لباس غير متعارف را حرام كند ، ولى اين حكم شارع به خاطر متابعت حكم ناشى از عادت مردم نيست ، بلكه چون پوشيدن چنين لباسى موجب تمسخر مىشود و مفسده به دنبال دارد ، لذا شارع آن را حرام مىكند .